خرید بک لینک
امروز صبح که از خواب بیدار شدم از خودم پرسیدم :
زندگی چه میگوید؟

جواب را در اطاقم پیدا کردم. کولر گفت :"خونسرد باش".
سقف گفت : "اهداف بلند داشته باش".
پنجره گفت : "دنیا را خوب بنگر" .
ساعت گفت : " هر ثانیه با ارزش است".
آیینه گفت : "قبل از هر کاری ، به بازتاب آن بیندیش".
تقویم گفت :"به روز باش".
در گفت : " در راه اهدافت، سختی ها را هل بده و کنار بزن".
زمین گفت : " با فروتنی نیایش کن".

برچسب: نویسنده: دادگر تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 ساعت: 0:33

وقتی نوشابه سیاه میخورید چه اتفاقی میافتد؟

۱۰دقیقه بعد

۱۰ قاشق چایخوری شکر وارد بدنتان میشود. میدانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمیشوید؟ چون اسید فسفریک، کمی طعم آن را میگیرد و شیرینیاش را خنثی میکند.

۲۰ دقیقه بعد

قند خونتان بالا میرود و به ترشح ناگهانی و یکجای انسولین منجر میشود. کبدتان شروع میکند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.

۴۰ دقیقه بعد

حالا دیگر جذب کافئین کامل شده، مردمکهایتان گشاد میشود، فشار خونتان بالا میرود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها میکند. گیرندههای آدنوزین مغزحالا بلوک میشوند تا از احساس خوابآلودگی جلوگیری کنند.

۴۵ دقیقه بعد

ترشح دوپامین افزایش پیدا میکند و مراکز خاصی در مغز که حالت سرخوشی ایجاد میکنند، تحریک میشوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین به ایجاد سرخوشی منجر میشود.

۶۰ دقیقه بعد

اسیدفسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی میچسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا میکند. میزان بالای قند خون و شیرینکنندههای مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث میشوند.

مدتی بعدتر

کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل میشود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و روی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع میشود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیتها نیز از دست میرود.

… و بالاخره

کمکم آن غوغایی که در بدنتان ایجاد شده بود فروکش میکند و نوبت به افت قند میرسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریکپذیر میشوید یا خیلی کرخت و بیحال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کردهاید؛ آبی که میشد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدنتان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین میرود و شما هوس یک نوشابه دیگر میکنید


برچسب: نویسنده: دادگر تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 ساعت: 0:33

آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را
و دریایى غرق نمی کند "موسى" را

کودکی مادرش او را به دست هاى "نیل" می سپارد
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
مکر زلیخا زندانیش می کند ، عاقبت بر تخت ملک می نشیند

از این " قِصَص " قرآنى هنوز هم نیاموختی؟

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد
نمی توانند

پس

به "تدبیرش" اعتماد کن

به "حکمتش" دل بسپار

به او " توکل " کن

و به سمت او قدمی بردار

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را تماشا کنی ........

http://ma3ta.com

برچسب: نویسنده: دادگر تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 ساعت: 0:33

برچسب: نویسنده: دادگر تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 ساعت: 0:33

بیچاره چوب کبریت کوچک ...

آتش از سرش شروع شد ولی بر جانش افتاد ....

فکرت را مراقب باش ...

برچسب: نویسنده: دادگر تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 ساعت: 22:26

میخی افتاد . . .

بخاطر میخی نعلی افتاد
،

بخاطر نعلی اسب
ی افتاد ،


بخاطر اسبی سواری افتاد
،

بخاطر سواری جنگی شكست خورد
،

بخاطر شكستی مملكتی نابود شد
،

و همه ی اینها بخاطر كسی بود كه میخ را خوب نكوبیده بود !!!

دنیای وارونه

اینجا سرزمین واژه های وارونه است:

جایی که گنج, “جنگ” می شود ،

درمان, “نامرد” ،

قهقه , “هق هق”،

اما دزد همان “دزد” است،

درد همان “درد” ،

و گرگ همان “گرگ” !

استاد زیرک

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود؟»....!!!

برچسب: نویسنده: دادگر تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 ساعت: 0:33

دخترم این نقاشی هارو ازذهن خودش وباکامپیوترکشیده!

خوشکله مگه نه!

ybg1ck9pejbsmlio30.jpg

6q8aj0nieic42vtdwhx7.jpg

بقیه شو تو ادامه مطلب ببینین!

برچسب: نویسنده: دادگر تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 ساعت: 0:33

میوه های نوبر این روزها به خاطر قیمت بالایشان سر و صدا به پا کرده اند، اما شاید بد نباشد که بدانید این نوبرهای زودرس، نه تنها برای اقتصاد خانواده تهدید به حساب می آیند، بلکه ممکن است سلامت خانواده شما را هم تهدید کنند!
خبرگزاری مهر: میوه های نوبر این روزها به خاطر قیمت بالایشان سر و صدا به پا کرده اند، اما شاید بد نباشد که بدانید این نوبرهای زودرس، نه تنها برای اقتصاد خانواده تهدید به حساب می آیند، بلکه ممکن است سلامت خانواده شما را هم تهدید کنند!

استفاده از هورمون ها و مواد شیمیایی در پرورش میوه باعث می شود میوه ها ظاهر بهتری پیدا کنند، درشت تر و آبدارتر شوند و زودتر از زمان طبیعی شان به بازار برسند.




این میوه های آبکی و بی مزه، یک ایراد جدی دیگر هم دارند و آن خطری است که برای سلامتی محسوب می شوند. هورمون های کشاورزی، می تواند باعث تغییر ترکیبات میوه شده و تعادل هورمونی بدن افراد را به هم بزند. در نتیجه، بیماری های هورمونی و مشکلاتی مثل چاقی را به وجود می آورند. دلیلش هم آن است که وقتی میوه با کمک هورمون و یا گازهای خاص زودتر از حد طبیعی می رسد، حامل هورمون هایی است که می توانند سوخت و ساز بدن را تغییر داده و در جذب چربیها مشکل به وجود آورند. در نتیجه شما حتی با رعایت رژیمی پر از میوه ها و سبزیجات هم چاق می شوید و بافت های چربی در بدن تان انباشته می شود.

علاوه بر این، استفاده زیاد و طولانی مدت از هورمون ها، کودها و گازهای شیمیایی، باعث می شود عناصر کمیابی مثل روی، آهن، مس و منگنز در میوه ها به حداقل برسند و میوه خواص اصلی اش را از دست بدهد. کوچک بودن فضای گلخانه ها هم مزید بر علت می شود تا نور خورشید به طور مستقیم به محصولات گلخانه ای نتابد و محصولات با کمبود ویتامین «ث» و سایر مواد مغذی ها رو به رو شوند. بعضی از این میوه ها، ژنهای تغییر شکلیافتهای دارند که ممکن است باکتریهای موجود در روده را تغییر دهند و بدن را نسبت به آنتیبیوتیکها مقاوم کنند. حتی بعضی محققان معتقدند مصرف بیرویه هورمون ها و کودهای شیمیایی می تواند با افزایش میزان نیترات خاک، باعث بروز سرطان معده شود؛ سرطانی که این روزها به شدت در دنیا شیوع پیدا کرده است.

البته به کارگیری کمک کننده ها در پرورش گیاهان فقط به خاطر کسب درآمد بیشتر نیست. افزایش بی رویه جمعیت نیاز به مواد غذایی را بیشتر می کند و در نتیجه چاره ای جز روی آوردن به بیوتکنولوژی کشاورزی و تولید محصولات دستکاری شده برای افزایش میزان تولید نمی ماند.

موزهایی که هسته دارند!

تا صدسال پیش هیچ کس فکر نمی کرد که هندوانه می تواند شبیه یک مکعب باشد و سیب ها به جز پوست، گوشت قرمز رنگ هم داشته باشند. اما حالا می توانید در خانه تان بنشینید و به یک کشاورز سفارش خیار صورتی رنگ بدهید و منتظر باشید با دستکاری های ژنتیکی، میوه مورد علاقه تان تولید شود!

بیوتکنولوژی در دنیای کشاورزی، تغییرات بزرگی ایجاد کرده است. میوه های با کیفیت تر، متنوع تر و محصولات بیشتر، مهم ترین دستاوردی است که از ترکیب علم ژنتیک با کشاورزی به دست آمده است.



شاید برایتان عجیب باشد اگر بدانید موزها در گذشته هسته داشته اند و کشاورزان با دستکاری و اصلاح ژنتیکی آنها، هسته را از بذرشان حذف کرده اند! البته موزهای وحشی که در مناطق آفریقایی می روید، هنوز پر از هسته های ریز و درشت هستند اما چون این هسته ها شکل ظاهری میوه را تغییر می دهند و خوردن آن را هم مشکل می کنند، محققان دست به کار شدند و با کشت موز از راه پاجوش (نوعی قلمه) آن ها را بدون هسته پرورش دادند. موزهایی که ما می خوریم، از طریق شاخه های مادر تکثیر می شوند و نه از طریق هسته هایشان. بنابراین موز کاملا یک میوه نیست چون مهم ترین مشخصه میوه، تکثیر از طریق هسته هاست!

حذف هسته البته فقط به موز محدود نمی شود. پرتقال ها و مرکبات هم جزو میوه هایی هستند که بی هسته آنها پرطرفدارتز است. بنابراین محققان با روش هایی مثل پرتوتابی گاما، بذر مرکبات یا دیگر میوه های هسته دار را اصلاح ژنتیکی کرده و آنها را خوش خوراک می کنند.


هندوانه های تو زرد

هندوانه های زرد رنگ یکی دیگر از غافلگیری های عصر امروز در زمینه پرورش میوه هستند که ورود آنها به کشور، خیلی ها را شگفت زده کرده بود. این هندوانه ها که به هندوانه های آناناسی هم معروفند، یکی از 50نوع هندوانه موجود در دنیای کشاورزی هستند که با دستکاری ژنتیکی، رنگدانه های آنها حذف شده و به رنگ زرد تولید می شوند.

بافت این میوه نرم تر از هندوانه های قرمز است و چون رنگدانه «لیکوپن» از آن حذف شده، خاصیت آنتی اکسیدانی زیادی ندارد. اما این هندوانه ها برای سلامت چشم، قلب و عروق و سیستم ایمنی بدن سودمند هستند و انرژی بسیاری تولید می کنند.




مکعب گران قیمت

هندوانه ها در سال های اخیر یک تغییر دیگر هم داشتند و شکل گرد یا بیضی شان را با مکعب های خط کشی شده و منظم عوض کردند. این هندوانه های مربع شکل، مهم ترین مزیتی که دارند، حمل و نقل ساده شان است که احتمال از بین رفتن بخشی از بار را به حداقل می رساند. هندوانه های مکعبی در ظرف های مربع پلاستیکی رشد می کنند و بسیار گران تر از هندوانه های گرد معمولی به فروش می رسند. این شیوه پرورش که اختراع یک کشاورز ژاپنی است، باعث می شود هندوانه ها کمتر از معمول شیرین باشند و بیشتر برای تزئینات استفاده شوند. 7سال قبل این هندوانه های مکعبی در ایران با تغییرات ژنتیکی پرورش پیدا کردند که ویتامین Aبیشتر و طعم شیرینتری داشتند و مهم تر از آن بدون هسته بودند.



آبدار و تو سرخ

پرتقال های نافی، شاید محبوب ترین پرتقال هایی باشند که بر اساس حادثه کشف شدند و یکی از موفق ترین جهش های ژنتیکی پرتقال لقب گرفتند. این پرتقال ها که در میان خود پرهای کوچک تری دارند به پرتقال واشنگتن هم معروفند و اولین بار در یکی از باغات آمریکا کشت شدند. در واقع یک شاخه و میوه های روی آن به صورت نافدار درآمدند و بعدها با پیوند آن، این گونه جدید پرتقال تکثیر شد. درست مثل پرتقال های خونی که آنها هم نتیجه یک جهش ژنتیکی هستند.



سیب های تو سرخ هم یکی دیگر از میوه های غافلگیر کننده ای هستند که اولین بار در انگلستان تولید شد اما این روزها می توانید آن را از شاهرود تهیه کنید. سیب توسرخ در اندازه سیب گلاب است و طعم ترشی دارد. جالب است بدانید که این سیب، حاصل یک روش سنتی در پیوند است و هیچ تغییر ژنتیکی در آن اتفاق نیفتاده است. این سیب ها آنتی اکسیدان بیشتری دارند و در برابر هوای آزاد کمتر تیره می شوند.



برچسب: نویسنده: دادگر تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 ساعت: 0:33

قرآن ! من شرمنده توام قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه ازهم می پرسند ” چه کس مرده است؟

چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،یکی ذوق میکند که ترابا طلا نوشته ، یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و …
آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که ترا می خوانند و ترا می شنوند ،آنچنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از ترا به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …


قرآن ! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو از آخر به اول ،یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنانکه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما باقرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.

دکتر شریعتی

برچسب: نویسنده: دادگر تاريخ: جمعه 20 مرداد 1391 ساعت: 0:33

در میان روایاتی که در فضیلت شب قدر آمده است روایتی زیبا وجود دارد که از احادیث قدسی است.

  گفتگوئی میان موسی(ع)  و خداوند :

-        الهی أرید قربك،

-        قربی لمن إستیقظ لیلة القدر،

-        الهی أرید رحمتك،

-        رحمتى لمن رحم المساكین لیلة القدر،

-        الهی أرید الجواز على الصراط،

-        ذلك لمن تصدّق بصدقة فی لیلة القدر،

-        الهی أرید من أشجار الجنّة و ثمارها،

-        ذلك لمن سبّح فی لیلة القدر،

-        الهی أرید النجاة من النار،

-        ذلك لمن إستغفر فی لیلة القدر،

-        الهی أرید رضاك،

-        رضاى لِمَن صَلّى ركعتین فی لیة القدر.

ترجمه:

خداوندا! مى خواهم به تو نزدیك شوم،

قرب من از آن كسى است كه شب قدر بیدار شود،

خداوندا! رحمتت را مى خواهم،

رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكینان رحمت كند.

خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى خواهم،

آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه اى بدهد.

از درختان بهشت و از میوه هایش مى خواهم،

آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبیح گوید

خداوندا! رهایى از جهنم را مى خواهم،

آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند.

خداوندا خشنودى تو را مى خواهم،

خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.

« مستدرک الوسائل جلد 7 صفحه 456 »

برچسب: شب قدر, حدیث قدسی, فضیلت شب قدر, گفتگوی موسی وخداوند, نویسنده: دادگر تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت: 23:47

بشنو ای محبوب..

چه بسیار که تو را خواندم و تو آوای من نشنیدی..

چه بسیار که جمال خود را بر تو نمودم..

و تو رویت نکردی..

چه بسیار خود را چون رایحه ای خوش در عالم پخش کردم..

و مشام تو آن را احساس نکرد..

پس خود را چون طعامی در خوان هستی نهادم..

و تو از آن تناول کردی و نچشیدی..

چرا نمیتوانی در لمس اشیا مرا احساس کنی؟.. و در شامه گل سرخ مرا ببویی ؟..

چرا مرا نمی بینی ؟.. چرا مرا نمیشنوی؟.. چرا ؟..

من از هر لذتی برای تو برترم.. من از هر آرزویی مطلوبترم..

و ار هر جمال زیباترم.. زیبا منم.. ملیح و جذاب منم..

مرا دوست بدار و غیر مرا دوست مدار...

به من بیندیش و در سودای من باش.. در سودای دیگری مباش..

مرا در آغوش گیر.. مرا ببوس..

که وصالی چون وصال من نخواهی یافت..

دیگران همه تو را به خاطر خود دوست دارند..

و من تو را به خاطر خودت دوست دارم..

و تو از من می گریزی...

ای محبوب.. بیا تا پیش رویم بسوی وصال..

اگر بر سر راه وصال ، فراق را یافتیم ، طعم فراق را به او خواهیم چشانید..

ای معشوق بیا دست در دست هم نهیم و به پیشگاه آن حقیقت لایزال رویم..

تا او میان ما حکمی جاودانه کند و ما را صلح و آشتی دهد..

آشتی پس از قهر..

آه که چیزی لذت بخش تر از این در جهان نیست..

نشست در کنار یار و با هم سخن گفتن..

شعر : محی الدین ابن عربی.. ترجمه : دکتر قمشه ای

مثل هر آدم ضعیفی که در سختیها بیشتر به یاد خدا میافتد و در بیکسی بیشتر میفهمد که خدا تنها کس هر کسی ست، خدا را به روشنی و صراحت صبحی که دارد در برابر چشمهای منتظرم طلوع میکند، حس میکنم، میبینم، دستهای لطیف و حمایتگرش را بر روی شانههایم لمس میکنم و از این همه لطف و مهر که به این بنده حقیر و بیارج ارزانی داشته است غرق هیجان و خجلتم .

                                                      دکتر علی شریعتی

برچسب: نویسنده: دادگر تاريخ: جمعه 13 مرداد 1391 ساعت: 21:00

 

deborah.mihanblog.com

یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازد

                  اما فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت کافی ست

                                                                  

                             زمانه و شرایط در هر موقعی می تواند تغییر کند

                                   در زندگی هیچ کس را تحقیر و آزار نکنید

                                   شاید امروز قدرتمند باشید اما یادتان باشد

                                             زمان از شما قدرتمندتر است

                                                               

        کسانی که شما را دوست دارند حتی اگر هزار دلیل برای رفتن داشته باشند

                                                  ترکتان نخواهند کرد

                                     آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت

                                                                    

               زبان استخوانی ندارد  اما آنقدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند

                                               مراقب حرفهایتان باشید

                                                             

   شخصیت آدمها را از طریق کردارشان توصیف کنید تا هرگز فریب گفتارشان را نخورید

                                وقتی کسی با شما مانند یک گزینه رفتار میکند

        با خارج کردن خودتان از معادله به او کمک کنید تا انتخاب هایش را محدود کند

                                                         به همین سادگی.

                                                                                              

                        شاید هرگز متوجه نشوید که چقدر نیاز به شنیدنش دارند

                                            گریستن نشانه ضعف نیست

                          از زمان تولد نشانه این بوده است که شما زنده اید

                                                                

               آدمها را به خاطر این که باعث نا امیدی شما میشوند سرزنش نکنید

                   خودتان را سرزنش کنید که بیش از حد از آن ها انتظار دارید

                                                             

                   به کسانی که پشت سر شما حرف میزنند ، بی اعتنا باشید

                                             آنها به همانجا تعلق دارند

                                            یعنی دقیقا پشت سر شما

                                                                

                                     انسان مغرور همانند شخصی است که

                            بر قله کوهی ایستاده و همگان را کوچک میپندارد

                          و غافل از اینکه مردم از پایین قله او را کوچک میبینند

                                    زندگی مانند یک سؤال چند گزینه ای است

                     این گزینه ها هستند که باعث سردرگمی شما می شوند

                                                        نه خود سؤال

              وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنید

                                      در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت

                                                     شخصی برای زندگی

                                                                    یا

                                                      درسی برای زندگی

        هرگز بخاطر اینکه کسی احساس کند در اوج است، خودتان را خوار و ذلیل نکنید

                               بجای اینکه آرزو کنید کاش شخص دیگری بودید

                                          به آن چیزی که هستید افتخار کنید.

                                  هرگز نمی دانید چه کسی به شما می نگریسته

                              درحالیکه آرزویش این بوده که کاش جای شما باشد

                  گاهی خدا برای حفاظت از شما کسی را از زندگیتان حذف می کند.

                                                    اصرار به برگشتنش نکنید

                                                        زندگی کوتاه نیست

                                                       مشکل اینجاست که

                                                ما زندگی را دیر شروع میکنیم

                     در زندگی حقایقی هست که میشه فهمید . ولی نمیشه فهموند

                                         خانواده همیشه هم خون بودن نیست

                                         خانواده یعنی آدمهایی در زندگیتان که

                                          خواهان شما در زندگیشان هستند .

                                 آنهایی که شما را همانگونه که هستید می پذیرند .

                         کسانی که حاضرند هر کاری بکنند تا لبخند را بر لبانتان ببینند

                                       و کسی که در هر شرایطی دوستتان دارد

                                                 هر روز سپاسگزار باشیدبرای

                                             شب هایی که به صبح می رسند،

                                     دوستانی که بخشی از خانواده می شوند

                                               رویاهایی که تحقق می یابند و

                                   علاقه هایی که به عشق تبدیل می شوند...

برچسب: نویسنده: دادگر تاريخ: جمعه 13 مرداد 1391 ساعت: 20:54

صفحه بندی